حالا که آمده ای (برای عزیزترین)

 

مست و بیخود شده از بوی عزیزترین نشانه آسمانی و باران محبت های بهشتی بی بهانه اش،‌ در این ایام شریفی که ندانستم به استجابت کدام دعای خیر، اینچنین غرق نعمت حضورش شدم، زبان ِ بسته ام باز شد تا طنین "حالا که آمده ای" های زیبای محمد رضا عبدالملکیان که در ذهنم بازی می کرد، بی اجازه او بر زبان جاری شود و بر سر دل گویه های کوچکم بنشیند،‌...

حسان باقری


 

 

حالا که آمده ای
خشکسالی تمام شده است
با چشمان خیس
زیباتر می بینمت

***

حالا که آمده ای
یک رکعت و دو رکعتش دیگر فرقی نمی کند
مهم قبله است که یافته ام

***

حالا که آمده ای
غصه می خورم
مرا پشت پنجره کوچکی گذاشته اند و
با لیوان آبم می دهند

***

حالا که آمده ای
محتاج تخم کبوتر شده ام
باید برایت بگویم و زبان باز کنم
این "آلکسی تیمیا" بد مرضی است

***

حالا که آمده ای
به اندازه همه قطره هایت کلمه کم می آورم
چقدر مترادف می خواهم
برای: "عزیز"

***

حالا که آمده ای
بمان
تا جوانه هایم را ببینی

***

حالا که آمده ای
آتش ها خاموش شده اند و
سینه ها فقط
لانه کبوترانند

***

حالا که آمده ای
نگران نباش
دانه ای را که کاشته ای
از سینه ام سر در می آورد

***

حالا که آمده ای
دیگر موذن ها از گلدسته ها پائین نمی آیند
همیشه وقت نماز است

***

حالا که آمده ای
قطره ها را می شمارم
تا بدانم
چند دل دیگر برایت، دست به دامان آسمان شده اند

***

حالا که آمده ای
چگونه و کجایش مهم نیست
وقتی می باری
بوی بهشت است که می آید

***

حالا که آمده ای
به قدر خیسی چشمی هم خوب است
وگرنه این صورت سیاه را
سیل هم نخواهد شست

***

 حالا که آمده ای
حق بده چشم از دست و چمدانت بر ندارم
"من از سال های بی باران برایت نگفته ام"

***

حالا که آمده ای
آنقدر بمان
تا ببینی این ماهی بیرون افتاده از تنگ
تنش که خیس شود
چه خوب برایت می رقصد

***

حالا که آمده ای
تازه فهمیده ام
که خدا چگونه بر کوتاه و بلند
یکسان رحمت می بارد

***

حالا که آمده ای
دیگر پنهان نمی شوم
کسی نخواهد فهمید خیسی صورتم از کجاست

***

حالا که آمده ای
بیا دیگر نمازهایمان را
فرادا نخوانیم

***

حالا که آمده ای
مرا ببخش
که همیشه اولین دیدارت با سیاهی صورتم بوده است.
آن روی نازیبا
قصه گوی روزهای بی باران است

***

حالا که آمده ای
این همه صورت خیس و موی پریشان مستم می کند
حالا همه را شکل عاشق ها کرده ای

***

حالا که آمده ای
تمام هویتم پاک می شود
حالا که هستی
"بودن" چه کار سختی است

***

حالا که آمده ای
با تو بودن و در تو بودن را تعبیر می کنم؛
ای رویای شیرین غرق شدن!

***

حالا که آمده ای
خدا هم خوشحال است
دیگر وقتش را نمی گیرم

***

حالا که آمده ای
همه دردهای کوچکم را شسته ای و
جایش یک درد بزرگ کاشته ای
لذتش به این است
که دیگر هیچ طبیبی محرم نیست

***

حالا که آمده ای
دیگر هیچ کاری ندارم
جز آنکه بنشینم و اعجاز سرانگشتانت را بنگرم
با کدام ورد، این همه دانه را شکافته ای؟
ای جادوی شریف رویش

***

حالا که آمده ای
همه یک طرف و این خدای دل شکسته یک طرف
دیگر چشمی ندارم و دلی
تا به سوی او کنم
هر دو را در مسیر آمدنت نهاده ام

***

حالا که آمده ای
قدر چشمانم را می دانم
که تو را نگریسته اند
که تو را گریسته اند

***

حالا که آمده ای

غصه می خورم

دستان کوچکم وسعت لمس همه قطره هایت را ندارند

***

حالا که آمده ای
"هی دست و دلم را نلرزان و هی دلواپسم نکن"
من از این چمدان می ترسم

***

حالا که آمده ای
تو بگو چرا باز هم
روی به آسمان دارم؟

 

 شاعر: حسان باقری/ ٨٩-٩٠

/ 9 نظر / 54 بازدید
baran

aali bod...vaghean ghalame khobi darin...[دست]

شهرزاد

[گل]

یک پرنده

زیبا و بارانی بود بارانتان. پاینده باشید

دریا

سلام. واقعا از طبع لطیف و ذوق شاعرانه ات لذت بردم. مرسی, مرسی, مرسی! لطفاَ متوقف نشو... ادامه بده. حداقل من یکی خیلی نیاز دارم به حضورت و شوری که منتقل میکنی! منتظرم

زینب

سلام بسیار زیبا بود ولی اینکه توی نوشته ی این متن گفتین : حالا که آمده ای خدا هم خوشحال است دیگر وقتش را نمی گیرم یا حالا که آمده ای همه یک طرف و این خدای دل شکسته یک طرف دیگر چشمی ندارم و دلی تا به سوی او کنم هر دو را در مسیر آمدنت نهاده ام مگه خدا از جنس ماهاست که با گرفتن وقتش چیزی ازش کم بشه یا اینکه اگر ما بهش رو نکنیم و دنبال آرزوهامون که حالا بهشون رسیدیم بریم دلش بشکنه ؟ متن زیباتون رو خراب کردین عشقی که رو به سوی بالا نداشته باشه انسان رو به جایی نمی رسونه .. ببخش اگر اشتباه متوجه شدم اگر دوست داشتی بهم سر بزن jelveyenoor.blogfa.com

به اندازه همه قطره هایت کلمه کم می آورم چقدر مترادف می خواهم برای: "عزیز... ...غصه می خورم دستان کوچکم وسعت لمس همه قطره هایت را ندارند... بسيار زيبا

محسن

داداش خیلی نازی....مرسی

محسن

داداش من خیلی با سایتت حال میکنم.دمت گرم

ژاله

بسيار زيبا بسيار نغز بسيار دلگشا و در جواب خانم زينب عزيزم اينها همه استعاره اند بايد با گوش دل بشنوى و با چشم دل بخونى تا دركشون كنى