زمین سر به هوا

به طعنه گفت به من: روزگار جانکاه است

 به من! که هر نفسم آه در بی آه است

 در آسمان خبری از ستاره من نیست

 که هر چه بخت بلند است عمر کوتاه است

 به جای سرزنش من به او نگاه کنید

دلیل سر به هوا بودن زمین ماه است

شب مشاهده  چشم آن کمان ابروست! 

کمین کنید که امشب سر بزنگاه است

شرار شوق و تب شرم و بوسه دیدار

 شب خجالت من از لب تو در راه است....

فاضل نظری

/ 3 نظر / 33 بازدید
میثم

سلام آقا عرضم به حضورت که من خیلی از شعرهای وبلاگت رو خوندم واقعاً خسته نباشی سرکار انقدر حال میده بری اینترنت و شعرهایی بخونی که فکرت رو از همه جا خلاص کنه و دوستشون داری خلاصه که من هزار تا نظر بدهکارم بهت ولی این یکی جای همه اونا الآن دارم تاپیک شعر امروز رو میخونم عالیه خسته نباشی حق بار همه

سعید

ازت ممنونم که داری یه چنین مرجعی درست می کنی. می دونم کار ساده ای نیست و حوصله می خواد. به هر صورت ممنون

باران

سلام متشکرم از جمع آوری این اشعار زیبا واقعا لذت میبرم.....