باز هم از اشعار جلیل صفربیگی

این بار چند دو بیتی مذهبی

 

هم چاه سر راه تو باید بکنیم

هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم

این نامه ی چندم است که می خوانی؟

داریم رکورد کوفه را می شکنیم

***

 

هر روز به ما اگر که سر هم بزنی

بر ریشه ی خواب ما تبر هم بزنی

آقا تو که خوب می شناسی ما را

 زنگ در خانه را اگر هم بزنی...

 

***

 

زنبیل پر از ترانه در دستش بود

یک نامه ی عاشقانه در دستش بود

ختم صلوات داشت باران انگار

تسبیح هزار دانه در دستش بود

 

***

یک عمر تو زخم هایمان را بستی

هر روز کشیدی به سر ما دستی

شعبان که به نیمه می رسد آقا جان!

ما تازه به یادمان می آید هستی!

 

/ 8 نظر / 44 بازدید
مهدی

سلام خیلی جالب بود قراره تا چند وقت دیگه من هم چند تا از اشعار او رو با نقد توی وبلاگم بزنم از منم دیدن کن

رامین

بسیار زیبا بود اشعار و بسیار زیباتر کار شما بود . ما هم منتظران بی حالیم ای کاش بسوزد دامن آسایشم در فراقت

نیمچه شاعر

خیلی عالیییییییییییییییییییییی بود

نیمچه شاعر

خیلی عالیییییییییییییییییییییی بود

انصاریان/معاون بهداشتی شبکه بهداشت و درمان مهران

دست مریزاد بسیار زیبا بود

nahal

سلام وب خیلی قشنگی دارید فقط قالبش رو عوض کنی عالی میشه شعر های قشنگی بود با اجازه 2تا رو کپی کردم در وبلاگم

nahal

ببخشید 3تاشو با اجازه برداشتم