در مزار آباد

 

 

در مزار آباد شهر بی طپش

وای جغدی هم نمی آید به گوش

خشمناکان بی خروش و بی فغان

دردمندان بی فغان و بی خروش

مشت های آسمان کوب قوی

وا شدند و گونه گون رسوا شدند

در نهان سیلی زنان یا آشکار

کاسه پست گدایی ها شدند

در مزار آباد شهر بی طپش

دارها بر چیده خون ها شسته اند

جای خشم و کین و عصیان بوته ها

پشک بن های پلیدی رسته اند

شرمگین، ‌ما بی شرف ها مانده ایم

/ 1 نظر / 39 بازدید
شهنا

در مزار آباد شهر بی طپش وای جغدی هم نمی آید به گوش خشمناکان بی خروش و بی فغان دردمندان بی فغان و بی خروش مشت های آسمان کوب قوی وا شدند و گونه گون رسوا شدند salam azizam mer30 ke baram pm gozashti mitonam begam zibast[گل]