چه سخت بود تایپ کردن این جملات در حالی که باید جائی بودی که مجال خلوت و اشک فراهم بود. از کتاب مناجات سید مهدی شجاعی. می دانم و شنیده ام که حساس است روی حق کپی رایت. این جملات را گلچین کرده ام و توصیه می کنم به همه دوستان اهل دل که این کتاب کوچک را تهیه فرمایند.

 

خدایا

کاری بکن که دل قرار بگیرد

 

خدایا

به ما چنان فراستی عطا کن که عشق را از هوس باز شناسیم و نور رحمان را از تار شیطان تمیز دهیم و میان حقیقت و باطل حقیقت اندود فرق بگذاریم

 

خدایا

به ما آنچنان ایمانی عنایت کن کن که خود را اسلام نشمریم و دین معنا نکنیم و نفسانیت خود را با رضایت تو اشتباه نگیریم.

 

خدایا

معانی از واژه های خود دور افتاده اند و واژه ها معانی واژگون یافته اند معانی را به واژگان بازگردان

 

خدایا

به هر که میوه ی سنگین عشق می دهی، شاخه وجودش را می شکنی. تو خود مرحم شاخه های شکسته باش.

 

ای خدا

عشق پریدن و عطش رسیدن شدت گرفته است. راهی به سوی خودت بگشا

 

خداوندا

به جان های ما لباس ادب بپوشان که عریانی از ادب، رسوائی هر دو جهان است

 

ای خدای تنهایان و بی کسان و بی مونسان

ای مخاطب آشنای دردهای نگفتنی

اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده

و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده

 

ای عزیز

آن چنان غریق دریای غربتمان مکن که به سمت هر خاشاک عاطفه ای دست دراز کنیم. پناه بر تو از تنهائی و غربت و بی کسی

 

ای مهربانی بی منت

ما را چنان نگران خودت کن که هیچ جاذبه ای نگاهمان را از تو نگیرد.

 

خدایا

خواسته هایمان را دگرگون کن

 

خدایا

ما را مالک بزرگترین ثروت زمین، یعنی همه نخواستن ها قرار ده

 

خدایا

 

تنهائی و غربت رزق مدام عزیزان توست. ما را عزیز بدار

 

خدایا

به یاس بگو که رهایمان کند، به خستگی بگو که دست از سرمان بردارد و به شیطان بگو که ما از آن توایم. دل نبندد

 

خدایا

همدمی، هم نفسی، همراهی ، به ستوه آمده ایم از این همه بی کسی

 

خدایا

به ما آداب عاشقی بیاموز وو اصول عشقبازی و راه و رسم کرشمه شناسی.

 

ای خدای یوسف

برای این که دل به زلیخای وسوسه نسپاریم، به جلوه ای از جمال تو محتاجیم.

 

ای مخاطب شکوه های پنهان

تو اگر نباشی به که می توان گفت حرف هائی را که به هیچ کس نمی توان گفت؟

 

ای پرده دار عشق های نهان

دل های شکسته را خودت بند باش و رابطه های گسسته را تو پیوند باش!

 

ای بانی مهربانی های پنهان

به ما ظرفیت مهربانی بی اجر و مزد عنایت کن

 

ای پناه اشک های پنهان

خوشا به حال آنان که اشک را نه بر گونه های خویش که بر دامان دست های تو می بارند. خوشا به حال آنان که در گریه های شبانه، سر برشانه تو دارند. ما را آغوش اجابتی این چنین عنایت کن.

 

ای خدای کرشمه های پنهان

لرزش دل های عاشق را با نگاه خودت آرام کن.

 

ای خدای قنوت های تب دار

تو چه نزدیکی آن زمان که دست ها به سوی تو بالا می آید. پای ما را از زمین بکن.

 

ای خدای دلهای شکسته

نعمت شکستگی دل را بر ما ارزانی دار

 

ای خدای زمزم

خواستن و چگونه خواستن را به ما بیاموز و چشمه معرفت را از کویر وجودمان زلال و لاینقطع بجوشان

 

ای خدای هاجر

عشق و اعتماد و یقین به خودت را در ما تقویت کن تا دست تلاش و پای رفتنمان در مسیر تو فرو نماند

 

ای خدای مجیب الدعوات

در آستان تو، خواست، عین استجابت است و سوال، عین جواب، و هر کسی را توفیق خواستن و طلب کردن نیست.

 

ای خداوند رافع الدرجات

مدارج این دنیای دون، پوچ و میان تهی است. این را به مردمان تفهیم کن تا عمر نازنین به این بازی عبث نبازند. ما را به مسابقه ای که تو در مقصد آن نشسته ای، رهنمون باش

 

ای خداوند قابل التوبات

این چه قاعده غریبی است در عالم، که معشوق، ناز عاشق را می کشد ، محبوب به دنبال محب راه می افتد و کریم در پی سائل می گردد. چگونه است که آغوش پذیرش تو گشاده تر از پای رجعت ماست؟

 

ای خداوند سامع الاصوات

... کاش می شد که آوای اجابت تو را در طنین دعاهایمان بشنویم

 

ای خداوند عالم الخفیات

امان از ظاهر های فریبنده و باطن های ننگین

فغان از سخن های شیرین و مقاصد شوم

هدایتمان کن