یه عطش مونده به دریا
یه قدم مونده به رویا
یه نفس مونده به آواز
یه غزل مونده به پرواز
یه ترانه مونده تا یار
یه طنین
مونده به آوار
یه ستاره مونده تا روز
یه سفر ،مونده به دیروز

بگو تا ،لحظه ی دیدار
چند تا لب ریختگی مونده؟
چند تا بغضِ سردِ نشکن؟
چندتا آوازِ نخونده؟

با تو تا تو می رسم،من
بی حصار سردِ پیرهن
می گذرم از این گذرگاه
واسه پیدا کردنِ ماه

واسه کشفِ آخرین،زخم
تا پُلِِ،معلٌق اخم
سر میرم تا لبِ بارون
تا شبِ خیس خیابون


سر میرم تا،لبِ بارون
تا شبِ،گریه ی مجنون.....

با کمی تغییر از یغما گلروئی