نگام نمیکنی چرا ؟  چرا نمی بینی منو ؟

چرا ازم پس می گیری شبای با تو بودنو ؟

صدا نمی کنی منو  چرا ازم بی خبری ؟ 

چقدر باید گریه کنم  چرا منو نمی بری ؟

تشنه تر از اشکم و بازدر انتظار هق هقم 

برای بخشیدن من بیا بیا به بدرقه ام

تموم لحظه های من سیاه شده به دست من

دروغه خنده های من  حقیقته شکست من

می خوام صدات کنم ولی کمـم برای گفتـنت

لبم یه قطره خواسته از چشمه دور روشنت

بگو نترسم از خدا که با تو التهاب نیست

بگو که در پناه تو فرصت اضطراب نیست

صدا نمی کنی منو  چرا ازم بیخبری ؟ چقدر باید گریه کنم؟  چرا منو نمیبری ؟

 

فرزاد حسنی