باز آمده ای غرق گناهم بکنی؟
با چشم عسل رنگ نگاهم بکنی؟

یک خنده زنی بر من بیچاره و بعد
غرق از گنه و فتنه و آهم بکنی؟

دیروز شدم خانه خرابت، امروز
با نقشه دیگری تباهم بکنی؟

باز آمده ای شاهد عشقت باشم؟
بر دل شکنی هات گواهم بکنی؟

امشب دل من را ببری ، فردا شب
پیش رقبا باز تباهم بکنی؟

گفتم به همه که او مرا می خواهد
باز آمده ای که رو سیاهم بکنی؟

مرجان علیشاهی