ای آفتاب به شب مبتلا خداحافظ

غریب واژه دیر آشنا خداحافظ

به قله ات نرسانید بخت کوتاهم

بلند پایه بالا بلا خداحافظ

تو ابتدای خوش ماجرای من بودی

ای انتهای بد ماجرا خداحافظ

به بسترت نرسیدند کوزه های عطش

سراب تفته چشمه نما خداحافظ

میان ماندن و رفتن درنگ می کشدم

بگو سلام بگویم و یا خداحافظ

اگر چه با تو سرشتند سرنوشت مرا

ولی برای همیشه تو را خداحافظ

بهروز یاسمی