من مال توام، مثل نگهبان نگهم دار
در جیب خودت جا بده، پنهان نگهم دار
من مست تو هستم، تو اگر دولت عشقی
با ضربه شلاق مسلمان نگهم دار
من قالی پرمشتری ات می شوم اما
جان پدرت! در خود ایران نگهم دار
یک عمر زیاد است ولی زحمت اگر نیست
تا رد شدن فصل زمستان نگهم دار
وقتی که پزشکان همه کردند جوابم
مومن شو و با نذر خراسان نگهم دار
دریایم و آسودگی ام عین ملال است
حتی شده با زور، پریشان نگهم دار
« ما دولت عشقیم که دورش سپری نیست »
پس دور نزن، در خود میدان نگهم دار...