جهت گیری این وبلاگ بیشتر به سمت غزل بوده و کمتر ترانه. دلیل عمده اش سبک بودن عموم اشعار ترانه هاست که فقط به شرط اجرا شدن توسط خوانندگان و خاطره انگیز بودن آن ها قابل مطالعه است و دلیل دیگرش هم مشکل داشتن من با رسم الخط ترانه هاست که هر کس به سبک و سیاقی که خودش دوست دارد می نویسد و اصلاح کردنش هم به ملودی ترانه ضربه وارد می کند. مضافا بر اینکه بسیاری از ترانه ها بر روی ملودی سروده شده اند و بعضی هجاهای ناقص دارند که با حضور موسیقی و صدای خواننده پر می شوند ... ولی هر چه هست از بعضی ترانه ها و خصوصا بعضی از ترانه های روزبه بمانی نمی شود گذشت. هم به جهت لطافت خاصی که در آن هاست هم اکتشافات شاعرانه و نگاه های بدیعی که در آنها قابل یافتن است

 

 

نه رد می شی نه می مونی
تبت بدجور واگیره
منو با دست کی کشتی
که پای هردومون گیره

منو کشتی و آزادی
نه زندونی ، نه تبعیدی
میون ما دو تا مجرم
به کی حبس ابد می دی؟

یه عمره زیر این سقفیم
تو رو با من همه دیدن
بری ، هرجای این دنیا
بهت شک می کنن بی من

تو تا وقتی که اینجایی
به رفتن اعتقادی نیست
خودت باید ازم رد شی
به من هیچ اعتمادی نیست

عذاب با تو سر کردن
برای من یه تسکینه
تو چی می فهمی از من که
عذابم با تو شیرینه

***

 

تو ازم چی میخوای که نفس میگیری؟
ما به هم دل دادیم ، چی رو پس میگیری؟
تو ازم چی میخوای که پری از رفتن؟
چی کلافت کرده که نداری با من؟
تو حواست پرته ، تو کنارم سردی
توی آغوش من،  پی کی میگردی؟
به خودت شک کردی،گم شدی،ترسیدی
چی عذابت میده؟از خودت چی دیدی؟
من بهونت بودم،  پشت هر ویرونی
بین ما چیزی نیست، خودتم میدونی.
با خودت یا بی تو ؟منو با کی میخوای؟
از خودت میپرسم،تو ازم چی میخوای؟
تو ازم چی میخوای که نفس میگیری...؟!

 

***

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست

بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست

به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست

مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی

زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی

از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست