در وبلاگ خوب کوچه باغ این غزل و رباعی را دیدم که تقدیم شده اند به استاد محمد رضا شجریان. نمونه هائی خیلی خوب برای شعر معاصر امروز. شعرهائی که نه به زور تصنع که با عشق به هنر تولید شده اند و از سر احساس:

 

صد پنجره آواز می خوانی، من اما نه

با زیر و روی ساز می خوانی، من اما نه

آبشخور این حنجره روح خدایان است

در پرده ی اعجاز می خوانی، من اما نه

حتی اسیر خاک باشی قرن های قرن

از نای مرغان باز می خوانی، من اما نه

با «ناز لیلی» با «دل مجنون» هم آوایی

در دستگاه راز می خوانی، من اما نه

«داوود» این عصری تو، من «حافظ» نخواهم شد

تو مثل وحی آواز می خوانی، من اما نه .

"مهدی فرجی"

***

 

دست نفست ستاره ها را چیده است

شب با دف ماه ٬ تا سحر رقصیده است

همچون سحر از عطر اذان سرشاری

انگار لب تو را خدا بوسیده است  

" ایرج زبردست "